0
0

کارل گوستاو یونگ و روانشناسی عمق

889 بازدید

روانشناسی پیچیده:

آیا تا به حال به روشی رفتار می کنید که باعث می شود تعجب کنید که چه جهنمی را فکر می کنید؟

چیزی روی شما آمده است؟ شما صاحب بودید؟

شما استاد خانه خودتان نیستید.

حتماً آن تجربه را داشته اید که اتفاق اشتباهی از دهان شما بیرون می آید و آنقدر خجالت می کشید که آرزو می کنید زمین باز شود و شما را ببلعد. یا آن را از دست می دهید و مانند کسی که از او سرقت می کند فریاد می زنید. یا با یک معضل روبرو شده اید و حتی پس از بررسی دقیق ،

به گونه ای رفتار می کنید که فکر می کنید نتیجه خاصی داشته باشد ، اما آتش سوزی می کند و نتیجه ای کاملاً متفاوت (ناخوشایند) رخ می دهد.

موارد فوق همه مثالهای خوبی درمورد چگونگی یک مجموعه می تواند نفس را غصب کند. یک بیماری پیچیده یا عصبی می تواند شما را از این طریق دستکاری کند.

 

در اینجا مجتمع چیست؟

یونگ در ابتدا از سیستم روانشناختی خود به عنوان “روانشناسی پیچیده” نام می برد.

 

هنگامی که او به عنوان یک پیشگام جوان در زمینه روانشناسی شروع به کار کرد ، وی Test Word Associated Test را اختراع کرد. ب

ا خواندن ۱۰۰ کلمه به بیمارانش و از آنها خواسته شد سریع پاسخ دهند ، او فهمید که کلمات خاصی باعث لغزش زبان یا واکنش عاطفی می شوند که در آن احساسات یا باورهای ناخودآگاه را شناسایی می کنند. بعدها اینها آنها “پیچیده” نامیده می شوند. “پیچیده” به معنای شخصی ،

ناخودآگاه ،

خوشه ای از احساسات ، خاطرات ، ادراک و آرزوهایی که پیرامون یک موضوع مشترک ترتیب داده می شوند ، به عنوان مثال یک مجموعه هنری. شما می توانید مجموعه هنری خود را تصور کنید و چگونه می تواند رابطه شما با خلاقیت شخصی شما و خلاقیت دیگران را تحت تأثیر قرار دهد.

 

این شامل احساسات ، خاطرات و ایده آل ها است.

 

نوروز پیچیدگی ناخودآگاه است

که کنترل اجرایی از نفس را غصب می کند.

بیایید مجدداً مجتمع هنری را مثال بزنیم. اگر معلم هنر وحشتناکی داشتید که هنر شما را مسخره می کرد و به شما می گفت بی فایده هستید ، رابطه شما با مجموعه هنری شما می تواند عصبی باشد. این می تواند خود را از بسیاری جهات به عنوان یک بزرگسال نشان دهد. شما ممکن است به دلیل آن به طور ناخودآگاه محدود شوید.

ممکن است هر زمان که با موقعیتی روبرو شوید که باید خلاق باشید ، کودک خود را تعطیل کنید و یا فرزندتان علاقه ای به هنر نشان دهد و با رد این کار ، آن را برای آنها کاملاً ویران کنید. ممکن است شما بر روی افرادی که هنر را دنبال می کنند تحریک و بی مسئولیتی کنید.

‘این مجموعه تحت کنترل اراده نیست و به همین دلیل دارای کیفیت استقلال روانی است. استقلال آن شامل قدرت آن است که خود را مستقل از اراده و حتی در تقابل مستقیم با تمایلات آگاهانه نشان دهد. »(C.G. یونگ. تمرین روان درمانی ، CW 16

 

روانشناسی عمق

 

به رویکردهای درمانی گفته می شود که برای کاوش در جنبه های ظریف ، ناخودآگاه و فرا متقابل تجربه انسانی باز است. یک رویکرد عمق ممکن است شامل سنتهای درمانی باشد که ناخودآگاه را کاوش می کند و شامل مطالعه و کاوش رویاها ، مجتمع ها و آرکیپ ها است. روانشناسی عمق بدون آسیب شناسی و تأیید کننده قدرت است.

کارل گوستاو یونگ (۱۸۷۵-۱۹۶۱) ، روانپزشک سوئیسی است که روانشناسی تحلیلی را توسعه داده است. این رویکرد بر روان ، رشد انسانی ، شکل گیری شخصیت و فردیت متمرکز است. شخصیت فرایندی است برای به وجود آوردن پتانسیل ناخودآگاه ما به یک واقعیت زندگی مشخص. این فرایند به برقراری ارتباط بین فرد و ناخودآگاه و همچنین فرد و جامعه گسترده تر کمک می کند. با ترکیب هر دو کاوش درونی و بیرونی ، یک حس قوی تر از معنا و هدف در زندگی کشف می شود.

کارل یونگ معتقد بود که پریشانی روانشناختی نتیجه عدم تعادل درون فرد است که غالباً به عنوان بیگانگی از شخصیت عمیق تر یا آنچه او را خود می نامد تجربه می شود. رواندرمانی یونگی به دنبال بازگرداندن ارتباط فرد با خود است. این تلاش را می توان از طریق رابطه درمانی ، تفسیر رویاها ، تخیل فعال و کار با روشهای درمانی بیان کرد.

شناخت کارل گوستاو یونگ

کارل گوستاو یونگ در روستای کوچک کسویل در نزدیکی دریاچه کنستانس در شمال سوئیس به دنیا آمد. پدر وی کشیش اصلاح طلب سوئیس بود و مادرش از خانواده ای از کشیش های منطقه اطراف بازل آمده بود. بسیاری از تجربیات او در دوران کودکی بعداً به پیشرفت تئوریهای خود درمورد روان ، از جمله احساس خود داشتن دو شخصیت مجزا – یکی کودک معمولی سوئیس و دیگری شخصیتی عمیق تر ،

شاید قدیمی تر – و تجربیات غیرمعمول پیرامون او اطلاع می دهد. مادرش و دیگر اعضای خانواده یونگ در دانشگاه در بازل حضور یافت و در سال ۱۹۰۰ با مدرک پزشکی فارغ التحصیل شد. پایان نامه وی در مورد پدیده های somnambulistic (واسطه گرایانه) اولین افکار خود را در مورد آنچه می تواند یک عنصر اصلی نظریه های او شود ، مطرح کرد.

یونگ معتقد است

 

روان به جای اینکه به رویدادهای قبلی در زندگی فرد برگردد ، به دنبال راه هایی برای پیشرفت به سمت اهداف جدید رشد است.

پس از تحصیلات دانشگاهی ، یونگ موقعیتی را در بیمارستان روانپزشکی بورژلیزلی در زوریخ به سرپرستی یوگن بولر – در آن زمان مهمترین روانپزشک اروپا بدست آورد.

یونگ تحت هدایت بولر عمیقاً درگیر آزمایشات با کلمه آزمون انجمن شد و انواع مختلفی از مکانیسمهای نوآورانه را برای آزمایش پاسخهای فیزیولوژیکی به کلمات محرک فردی ایجاد کرد. از این کار ، که تا سن ۳۰ سالگی او را به عنوان چهره ای برتر در روانپزشکی تثبیت کرده بود ،

یونگ

اولین عناصر تئوری خود را در مورد این مجموعه توسعه داد که این یک جنبه اصلی تفکر بالینی بعدی او خواهد بود. در سال ۱۹۰۶ با خواندن تفسیر رویاها از زیگموند فروید و چند اثر دیگر فروید؛ یونگ مکاتباتی را با بنیانگذار روانکاوی آغاز کرد که منجر به یک رابطه شدید و سرنوشت ساز بین این دو فرد می شود.

زیگموند فروید تقریبا ۲۰ سال از یونگ بزرگتر بود ، اما این دو تقریباً بلافاصله به شدت به یکدیگر متصل شدند.

بعداً فروید از یونگ به عنوان وارث خود ، “ولیعهد” روانکاوی یاد می کند. یونگ نیز به نوبه خود نقش مدافع نظریه های فروید را در برابر واکنش تردید آمیز و حتی خصمانه به روانکاوی جامعه پزشکی مستقر به عهده گرفت. با این وجود ، اختلافات بین این دو از ابتدا مشهود بود ،

به ویژه در مورد ماهیت ناخودآگاه ، اهمیت پدیده های خارق العاده و انجام تحقیقات در روانکاوی.

تا سال ۱۹۱۱ ، پنج سال پس از دیدار با آنها ، روابط بسیار رو به وخامت گذاشت ، زیرا یونگ اصلاحات مختلفی را برای نظریه روانکاوی پیشنهاد کرد که فروید نتواند در آن جای بگیرد. در سال ۱۹۱۳ رابطه بین یونگ و فروید که با چنین شدت شروع شده بود با شدت برابر از هم گسیخت ، هر مرد راه خود را طی کرد.

 

ادامه دارد…..

مخقالات تحقیقی حکیم رضی

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://portalesharat.net/?p=5568
اشتراک گذاری:
کتابخانه بزرگ پرتال اشارت
مطالب بیشتر
برچسب ها:

نظرات

0 نظر در مورد کارل گوستاو یونگ و روانشناسی عمق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.