0
0

تجربه شناسی

968 بازدید

تجربه‏

این لفظ در زبان فیلسوفان به دو معنى عام و خاص به کار مى‏رود.

الف- معنى عام:

۱- تجربه به معنى آگاه شدن (اختبار) است که فکر انسان را توسعه مى‏دهد و غنى مى‏کند. مجرّب کسى است که آزمایش‏هاى گوناگون فکر او را آزموده و استوار کرده باشد.

متنبّى در این مورد گفته است: کاش حوادث روزگار آنچه را که توسط حلم و تجربه به من داد و از من گرفت، به من پس مى‏داد.

۲- تجربه تغییرات مفیدى است که براى صفات و حالات راسخ در ذهن ما (ملکات) حاصل مى‏شود. و نیز مهارت‏هائى است که در نتیجه تمرین براى ما پیدا مى‏شود و یا دانائى‏ها و هوشیارى‏هایى است که زندگى آنها را براى ما حاصل مى‏کند.

تجربه به این معنى بر دو قسم است: تجربه شخصى و تجربه نوعى. نوع اخیر، تجربه‏اى است که توسط تربیت، زبان، سنّت، وراثت و طبیعت براى ما حاصل مى‏شود.

تجربه را به تغییر مفید اطلاق مى‏کنند و به تغییراتى از قبیل فراموشى، بى‏مبالاتى، و فساد اخلاقى، تجربه نمى‏گویند.

۳- در نظریه معرفت، تجربه به معارف صحیحى که عقل از طریق تمرین‏هاى مختلف کسب مى‏کند، اطلاق مى‏گردد. نه به این معنى که این معارف داخل در طبیعت عقل است، بلکه از این جهت که عقل آنها را از خارج کسب کرده است. فیلسوفان بین تجربه خارجى که ناشى از احسااست خارجى است و تجربه داخلى که ناشى از احسااست باطنى است فرق گذاشته‏اند.

ب- معنى خاص‏

۱- تجربه (Experience) عبارت است از اینکه دانشمندى، ظواهر و پدیده‏هاى طبیعت را در شرایط معینى که خود فراهم آورده مشاهده کند و در آنها به اراده خود تصرف کند. پس در هر تجربه‏اى مشاهده وجود دارد. اما یک فرق بین تجربه و مشاهده هست و آن اینکه: مشاهده‏کننده، پدیدارهاى طبیعى را، چنانکه هست مورد مشاهده قرار مى‏دهد، در حالى که تجربه‏کننده، پدیدارها را در تحت شرایطى که خود فراهم آورده است، مى‏آزماید. مقصود او از این کار، این است که به قوانینى دست یابد که بتواند توسط آنها حوادث طبیعى را تعلیل کند.

دانشمندان در مورد چگونگى عمل تجربه اختلاف دارند.

بعضى گفته‏اند تجربه غیر از مشاهده است. به این معنى که تجربه مقتضى و مستلزم دخالت تجربه‏کننده در پدیدار شدن پدیده است. در حالى که مشاهده مقتضى چنین عملى نیست. بعضى دیگر گفته‏اند شرط تحقق تجربه این است که در آن تحقیق در نظریه‏اى یا فرضیه‏اى یا ایجاد فکر تازه‏اى منظور نظر باشد، در حالى که مشاهده مشروط به چنین شرطى نیست. (رجوع کنید به استوارت میل، کتاب منطق، جلد سوم فصل هفتم، تجربه و مشاهده و نیز رجوع کنید به کلود برنارد کتاب مدخل طب تجربى، باب اول، فصل اول، مشاهده و تجربه)، خلاصه آنچه کلود برنارد گفته این است که، تجربه مشاهده‏ایست که ایجاد شده است تا فرضیه‏اى را تحقیق کند یا اندیشه تازه‏اى را به وجود آورد. تجربه یا آزمون به این معنى مرادف آزمایش (تجریب‏Experi mentation

است.

۲- آزمایشى (تجریبى (Experimental منسوب به آزمایش است. مثلا مى‏گویند روش آزمایشى، یعنى روشى که شامل مشاهده، طبقه بندى، فرضیه، آزمایش و اثبات باشد. و نیز گفته‏اند علوم آزمایشى، که مقصود از آن، علومى است که متکى بر آزمایش باشد. بنا بر این طب آزمایشى مقابل طب بالینى (Clinique) است، زیرا نوع اول متکى به آزمایش و نوع دوم متکى به مشاهده است. به همین معنى، روانشناسى آزمایشى در مقابل روانشناسى تعقلى یا درون نگرى است.

۳- لفظ آزمونى (تجربى (empirique) منسوب به تجربه است و به سه معنى به کار مى‏رود:

الف- تجربى چیزى است که مستقیما نتیجه تجربه باشد و از قانون یا اصل (کلى) به دست نیامده باشد. تجربى به این معنى در مقابل «منظم» (Sistematique)

، ترتیبى و قیاسى است. به این معنى گفته مى‏شود روش تجربى یا معالجه تجربى، یا اینکه: این حکم تجربى است، به این معنى که اجزا و قواعد آن تجربى و اختبارى است.

ب- تجربى چیزى است که نیازمند تجربه باشد، مانند علم فیزیک، بر عکس ریاضیات که نیازمند تجربه نیست.

البته فقط در زمان حاضر است که روش دو علم ریاضى و فیزیک در مقابل یکدیگر قرار دارد و تجربى به این معنى مقابل نظرى و عقلى است.

ج- تجربى علمى است که از عالم خارج در ذهن حاصل شده باشد نه از مبادى و قوانین عقل. مثلا ادراک مثلث ناشى از شهود حسى محض است. اما ادراک یک ورق کاغذ مثلث شکل، ادراک حسى تجربى است، و شهود حسى محض، در نظر کانت نیازى به تجربه ندارد. [در عبارات اخیر مقصود از حس، حس استعلائى به اصطلاح کانت است.] آنچه ناشى از عقل باشد، پیشینى، و آنچه ناشى از تجربه باشد، پسینى نامیده مى‏شود.

۴- اصالت تجربه (Empirisme) اصطلاحى است که به تمام حوزه‏هاى فلسفى که منکر وجود اولیات عقلى مقدم بر تجربه و مستقل و متمایز از آن است، اطلاق مى‏شود. این حوزه‏هاى فلسفى از جهت نفسانى در مقابل حوزه اصالت عقل یا اصالت فطرت (Inneisme) قرار دارند که پیروان آن معتقدند نفس ایشان شامل مبادى اولیه و فطرى معرفت است و این مبادى فطرى مدیر و گرداننده معرفت انسانى است، و از جهت معرفت‏شناسى در مقابل مذاهبى قرار دارند که معتقدند

عقل انسان اصولى و قواعدى مخصوص خود و مستقل از اشیاء دارد، خواه این اصول فطرى باشد خواه غیر فطرى. ( اپیستمولوژى).

اصطلاح اصالت تجربه به معنى دیگرى نیز بکار مى‏رود، و آن اینکه: ادراک اشکال و مسافات توسط حس بینائى انجام مى‏شود، نه اینکه این ادراکات فطرى باشد، چنانکه بعضى قائل شده‏اند.

۵- مجرّبات، چنانکه ابن سینا گفته است: «امورى است که حس به کمک قیاس آنها را تصدیق مى‏کند، به این ترتیب که وقتى وجود چیزى براى چیزى در احساس ما تکرار شود … این تکرار در حافظه ما مى‏ماند. وقتى این تکرار در حافظه ما دوام آورد، در نتیجه قیاس مقرون به حافظه، تجربه‏اى براى ما حاصل مى‏شود.» (نجات) بنا بر این مجرّبات «قضایا و احکامى است که تابع مشاهدات مکرر ماست» (اشارات) ۶- آزمایش (تجریب) ذهنى در مقابل آزمایش مادى است و عبارت است از اینکه انسان بعضى موقعیت‏ها را تصور کند و توجه خود را در آنها متمرکز کند و به نتایجى که از آنها برمى‏آید، دست یابد. چنین آزمایشى به مقصود نمى‏رسد مگر اینکه تصور موقعیت‏ها به نحو دقیق ممکن باشد. این آزمایش از آزمایش مادى آسان‏تر است زیرا تصورات ما [بر عکس اشیاء مادى‏] در اختیار ماست. [به این جهت است که‏] هر گروهى براى خود قوانین مشروعى وضع کرده‏اند، و سازندگان کاخ‏هاى رؤیائى در عالم خیال و داستان‏پردازان و مبتکران نظریات سیاسى و اجتماعى و جویندگان حقیقت، همگى، قوانین و مقرراتى را قبل از تحقیق کامل در مورد آن، براى خود مشروع و جایز دانسته‏اند، و هر چه تصوّرات آنها براى رسیدن به مقصود دقیق‏تر باشد رستگارى و نجات آنها در اعمالشان کامل‏تر و به مقصود نزدیک‏تر است.

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://portalesharat.net/?p=440
اشتراک گذاری:
کتابخانه بزرگ پرتال اشارت
مطالب بیشتر
برچسب ها:

نظرات

1 نظر در مورد تجربه شناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

eskişehir escort - escort adanaeskişehir escort - escort adana