0
0
100% تخفیف

نسخه خطی کتاب تشریح الابدان

۱۳,۰۸۰ تومان رایگان!

نام كتاب: تشريح الأبدان‏
پديدآور: ابن الياس شيرازى، منصور بن محمد
تاريخ وفات پديدآور: قرن 8 ق‏
نسخه خطی اصل کتاب  ترجمه تشریح الابدان
تشریح بدن انسان
برای دیدن و مطالعه کتاب اینجا کلیک کن

« تشریح الابدان»

تالیف منصور بن محمد بن الیاس شیرازى به زبان فارسى است.

این کتاب در اصل بدون نام است و نسل‏هاى بعدى آن را« تشریح بالتصویر» یعنى کالبدشناسى مصور،« تشریح البدن»،« رساله در تشریح بدن انسان» آن نامیدند.( تاریخ پزشکى ایران، ص ۳۷۴) این رساله در سال ۷۹۸ ق به اتمام رسید و به امیر زاده پیر محمد بهادر خان تقدیم شده است.

مؤلف انگیزه‏ اش را از نگارش این اثر معرفت انسان دانسته است.( تشریح الابدان، ص ۴۳)


اینجا کلیک کنید

ساختار تشریح الابدان

کتاب مشتمل بر یک مقدمه تحقیقى و متن اثر است. در مقدمه محقق در شرح حال مولف و آثار او، برخى نسخ خطى و شیوه تصحیح کتاب مطالب آمده است. متن کتاب نیز مشتمل بر پنج مقاله و یک خاتمه است.

گزارش محتوا:

علم کالبدشناسى از قدیمى‏ترین شاخه‏هاى علم پزشکى است که از گذشته ‏هاى دور به آن توجه مى ‏شده که نمونه این توجه نگارش کتاب تشریح توسط حکیم یونانى جالینوس است. جنین‏ شناسى براى پزشکان آن زمان، مسأله فوق ‏العاده پیچیده ‏اى محسوب مى‏شد، بنابراین تعجبى ندارد اگر تمام شرح‏ها و توصیف‏هاى آنان کمى پیچیده است.

نویسنده در حقیقت، مدعى است که در یک سقط روز ششم، قلب و کبد و مغز قابل تشخیص است ولى جرجانى و بیشتر نویسندگان براى تکمیل جنین طبق مراحلى که در قرآن ذکر شده، سى روز لازم دانسته ‏اند.

جنین‏ شناسان پس از این مرحله از آنچه اتفاق مى ‏افتاد بى ‏اطلاع بودند. نویسنده قلب را نخستین عضوى مى‏داند که متکون مى‏ شود اگرچه اولین عضوى که کامل مى‏گردد ناف است.

از مزایاى این رساله وجود تصاویرى مربوط به هر فصل است. این تصاویر کالبدشناسى در برخى نسخ خطى موجود از این کتاب معمولاً از پنج یا شش عکس تشکیل شده ‏اند که در تاریخ پزشکى به ویژه کالبدشناسى اهمیت بسیارى دارد. این تصاویر یک رشته طرح‏هایى هستند که هر کدام یکى از دستگاه‏هاى مهم بدن را نشان مى‏دهد.

مقدمه نسبتاً مفصل کتاب، شامل یک بحث دینى درباره حکمت خلقت نوع انسان از طرف خداوند و استدلال بر این‏که است که چه قسمت از اندامهاى بدن اول بار در رحم تشکیل مى‏شود.

در فصل اول کتاب استخوان‏ها تقریباً به طور مفصل مورد گفتگو قرار مى‏گیرند و تعداد آنها صرف‏نظر از استخوان‏هاى کنجدى و لامى، ۲۴۸ عدد معرفى مى‏شود. این عددى بوده که کالبدشناسان اسلامى عموماً پذیرفته بوده ‏اند.

نویسنده در فصل دوم به شرح سلسله اعصاب مى‏پردازد. کالبدشناسان آن زمان اعصاب را چیزى شبیه به سرخ‏رگ‏ها و سیاه‏رگ‏ها مى‏شناختند و این سه را تنها تشکیلاتى مى‏دانستند که به شکل پخش و پراکنده در سراسر بدن یافت مى‏شود؛ از این‏رو نتیجه مى‏گرفتند که وظایف آنها مى‏بایستى یکسان باشد و چون وریدها و شریان‏ها که مجارى توخالى و عامل انتقال جوهر حیاتى در بدن هستند، پس نتیجه مى‏گرفتند که اعصاب تو خالى بوده و جوهر ذهنى را از مغز به سایر قسمت‏هاى بدن مى‏رسانند؛ مثلاً منصور مى‏نویسد:

« عصب‏هایى که پیوندگاه بینایى را در مغز به وجود مى‏آورند وظیفه آن‏ها انتقال نیروى بینایى است. بقیه اعصاب خالى به نظر نمى‏رسند ولى حتى از درون این‏ها هم نیرو عبور مى‏کند چنان‏که آب از درون گل، و روغن از لابلاى بادام مى‏گذرد. تشریح کلى اعصاب به خوبى بیان شده است. البته اشتباهاتى هم هست ولى این اشتباهات را فقط کالبدشناسان نسل‏هاى بعد مى‏توانستند تصحیح کنند.»

فصل سوم کتاب درباره عضلات است. در این زمان عضلات هنوز نامگذارى نشده بود لذا منصور در اینجا به شرح کلى ساختمان یک عضله معرفى اشکال مختلف آن به صورتى که با چشم غیرمسلح دیده مى‏شود و ذکر تعداد عضلات اکتفا مى‏کند. این قسمت اخیر، یعنى تعداد عضلات همواره مورد اشکال کالبدشناسان عرب بوده است که در تعداد شمارش مجموع عضلات، نظریات مختلفى داده ‏اند. ابن ‏سینا مجموع عضلات را ۵۷۰ ذکر مى‏کند و اغلب نظریات هم در حوالى همین عدد است.

فصل چهارم از وریدها و انشعابات آن سخن مى‏گوید. منصور در این فصل به طور واضح نظریات ابن‏سینا را بیان مى‏کند. ابن ‏سینا وریدها را مشابه شریان‏ها مى‏داند با این تفاوت که از جگر منشأ مى‏گیرند و بدون ضربان هستند و براى پخش جوهر حیاتى از کبد به اندام‏هاى بدن آفریده شده ‏اند.

منصور به تقلید از ابن ‏سینا عقیده داشت که ورید شریانى که امروزه ورید ریوى نامیده مى‏شود، تعداد آن در هر سمت بدن دو ورید است در حالى‏که یک ورید بیش نیست و این تعدد به خاطر مضاعف بودن وظایف آنهاست. یعنى باید به منظور تغذیه هم خون را به قلب و هم به ششها منتقل کند. منصور، قلب را سه بطن مى‏داند و بطن کوچک مرکزى قلب را( که در حقیقت وجود نداشت) نام دهلیز داده است و نیز اظهار مى‏دارد که رأس قلب با استخوان مخصوصى محکم مى‏شود.

فصل پنجم این رساله درباره شرایین و انواع آن است. وى در این فصل به انواع سرخرگ‏ها و انشعابات آن با ذکر وظایف هر یک پرداخته است. منصور چون اغلب اطباى پیشین عقیده داشت که اگر چه سرخ رگها حاوى مقدارى خون هستند ولى وظیفه مهم و اصلى آنها انتقال هوا و جوهر حیاتى است. ضربان شریان‏ها را وابسته به ضربان قلب مى‏دانستند و عقیده داشتند که قلب جدا شده مى‏تواند مدتى با نظم مخصوص خود بتپد.

مدتها پیش از آن جرجانى بیان کرده بود که اگر قلب یک حیوان را بلافاصله پس از مرگ آن خارج کنند، در خارخ از بدن مدتى به انقباض و انبساط خود ادامه مى‏دهد و از این حقیقت به خوبى چنین نتیجه گرفته بود که عامل حیاتى جداگانه ‏اى در درون قلب موجود است و همان وضع در مورد شرایین هم صادق دانسته بود.

فصل آخر به چیزى که منصور آن را اعضاى مرکب مى‏نامد اختصاص دارد. به‏طور خلاصه منصور در این فصل از قسمت‏هایى گفتگو مى‏کند که ما آنها را در برابر دستگاه‏ها عضو مى‏نامیم. هر چند که در برخى موارد نمى‏توان این چنین تمایزى را صادق دانست از جمله این‏که منصور قسمت‏هاى مختلف تشکیل‏ دهنده دستگاه ‏هاى کلیدى و تناسلى را در ردیف اعضاى مرکب منظور کرده است.


اینجا کلیک کنید

نقد و بررسی‌ها

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “نسخه خطی کتاب تشریح الابدان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

نسخه خطی کتاب تشریح الابدان ۱۳,۰۸۰ تومان رایگان!
eskişehir escort - escort adanaeskişehir escort - escort adana