0
0

کتاب تذکره العلاج

۱۶,۳۵۰ تومان ارزانتر از همه جا

 

کتاب : تذکرة العلاج
نویسنده : محمد مومن بن محمد حسینی نخعی آشتیانی

در علم پزشکی کتاب تذکره العلاج

 

کتاب تذکره العلاج در نیمه اول قرن ۱۳ هجری مقارت اقتدار شجاع السلطنه حسنعلی میرزا قاجار نگارش یافته است.

موضوع کتاب درمان بیماریهاست . در این کتاب به تجارب برخی از حکمای معاصر یا نزدیک به زمان حیات مولف اشاره شده و نسخه های ارزشمندی از آنان نقل شده است .

بخش اول

در علاج امراض و علامات بیماریها است و ابتدا نام بیماری،سپس علاج آن را( از صداع تا بحرانات ردیه) بیان میکند.

بخش دوم

مشتمل است بر داروها و خوردنیهای سودمند و درمان بخش است و تقریبا به ترتیب الفبایی(از آشامیدن چوب چینی تا نشوق) است.

از این کتاب چند نسخه خطی در کتابخانه های ملک ,دانشگاه تهران,گوهرشاد و کتابخانه مجلس قرار دارد.

تابخانه پزشکی اشارت رو ببینید

 

بخشی از کتاب تذکره العلاج در علم طب و پزشکی

تذکره العلاج‏

بسمه ‏تعالى‏

تذکره العلاج نام کتابى است نگارش یافته در نیمه اول قرن ۱۳ هجرى مقارن اقتدار شجاع السلطنه حسنعلى میرزا قاجار که مؤلف آن محمد مؤمن بن محمد حسن نخعى آشتیانى است.

موضوع کتاب درمان بیماریها است. در این کتاب به تجارب برخى از حکماء معاصر یا نزدیک به زمان حیات مؤلف اشاره شده و نسخه‏هاى ارزشمندى از آنان نقل شده است که جاى بررسى و توجه دارد.

از این کتاب چند نسخه خطى در کتابخانه‏هاى ملک (با کتابت جیلانى به سال ۱۲۸۳)، دانشگاه تهران (سال ۱۲۶۲)، مسجد گوهرشاد (قرن ۱۳) و کتابخانه مجلس (کتابت على اکبر بن اسکندر همدانى تاریخ کتابت ۱۲۵۰ هجرى قمرى) که کتاب حاضر تصویر نسخه اخیر است موجود مى‏باشد./

کتاب تذکره العلاج تألیف:

محمد مؤمن بن محمد حسین النخعی الاشتیانی‏

[مقدمه مؤلف‏]

تذکره العلاج بسم الرّحمن الرّحیم‏

ستایش بى‏قیاس تحفه بارگاه حکیمى که کلّیات عالم اسباب از مفردات مشیّتش مختصر نمونه‏ایست و بنایش حد و سپاس تذکره دستگاه کریمى که افراد لیل و نهار از کتابخانه ارادتش موجر نشانه‏ایست در عین وحدت بقانون حکمت مبدء جمیع کثرات اوست و در کمال خفا بقواعد ترکیب ظهور جمله اشیا بدو و فى کلّ شى‏ء له ایه تذل على انّه واحد شعر بر هرچه بنگرم تو تو پدیدار بوده* اى نانموده رخ تو چه بسیار بوده* مقدّرى که از جنس ارض و سه چندین هزار نقش بدیع اراست مدبّرى که ازدواج آباء و امهات علوى و سفلى؟؟؟ شایج لا یعد و لا یحصى است کلیّه وجود پر است طیبى که صداع ظلمت شب را بطباشیر صبح صادق معالجه مى‏نماید حادقى که حمى یوم شمس را بصندلى شفق و فلق مداوا فرماید خالقى که از جمیع سلسله موجودات نوع اشرف انسانى را بتشریف شریف و لقد کرمنا بنى آدم و بزینت انّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ‏ مشرف و مزیّن ساخت و قامت قابلیّتش بخلعت نفیس‏ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً نواخت و درود بى‏عدد و صلوات نثار مقدم منور مطهر مخاطب لولاک لما خلقت الافلاک و صدر کزین قاب و قوسین او ادنا و مسندنشین صفه صفا ثم دنى فتدلّى مسرور دار الملک شفاعت و سالار شهرستان رسالت مظهر کریمه‏ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعالَمِینَ‏ مخصوص بطغراى عزّاى مرحمت پراى؟؟؟ انت شفیع المذنبین اعنى النّبى الامّى العربى القرشى المکّى المدنى المحمود الاحمد حبیب اله العالمین ابا القاسم محمد صلّى اللّه و جواهر زواهر آبدار دلاله ثمینى شاهوار مدح و منقبت بیحد و شمار سزاوار عطر خانه عطار کثیر الاقتدار عالى‏مقدار اعنى کرّار غیر فرّار مظهر قدرت کردکار و مقتداى اخبار و ابرار که برف آب سلسبیل و کوثر که مزاج و یسقون کاسا مزاجها کافورا دارد تشنه‏کامان بیابان غفلت و مستقبان زلال رحمت را سیراب مى‏نماید و تحیّات زاکیات و صلوات با برکات بر آل و اطهار او صلوات اللّه علیهم اجمعین اما بعد چنین کوید اقل و احضر ناس و اضعف عباد محمّد مؤمن بن محمّد حسین انخعى الاشتیانى غفر اللّه مهما که چون عرض اصلى و مقصد کلّى از ایجاد اباء علوى و امهات سفلى افرینش بنى نوع انسان است که به پرستش و عبادت قیام و اقدام نمایند چنانچه فرمود وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ‏ و حصول این کمال و صدور این احوال با وجود صحت بدن متصوّر نمى‏شود پس بر هر فردى از افراد ناس واجب و لازم است که در محافظت صحّت حاصله استرداد زایله ان کوشیده تا از سعادت دارین و کمال در منزلین محروم نماند کما قال رسول اللّه صلّى اللّه العلم علمان علم الابدان و علم الادیان و بدین سبب حکماى سلف کتابهاى شافى و کافى و مدون در این علم نوشته‏اند نهایت بجهت اختلاف در هوا و بلدان و انقضاى زمان و تغیرات ارضى و سماوى و معالجات مسطوره و مدوّنه سلف اکثرى متروک باد آنچه معمول بحضرات اطباى این زمان مى‏باشد خلاف‏ معالجات سابق است و لهذا این زرّه بیمقدار که چندى از عمر را صرف این علم نموده و در خدمت استادان این فن بمباحثه؟؟؟ و مذاکره قیام و اقدام نموده بود بر خود لازم دید که مختصرى در دستور قواعد معالجات متداوله این عصر و آنچه معمول باطبّاى حاذق این زمان است با آنچه از اطبّاى سلف یا استادان تجربه نموده است بنویسد و اشعارى هم بعلامات و احوالات وقوعه و قوانین که علم بانها در حین معالجه بر طبیب لازم و لا بد منه است نماید و او را مسمى بتذکره العلاج نموده و دیباچه او را مزیّن کردانید بالقاب همایون بنده‏کان؟؟؟ مکذرشان دارا دربان قیصر پاسبان عیوق‏شان اعلیحضرت قدر قدرت کیوان رفعت برجیس سعادت بهرام صولت خورشید منزلت ناهید عشرت عطارد فطرت قمر طلعت مهر سپهر عظمت و اجلال ماه فلک دولت و اقبال مؤسس اساس عدالت و انصاف مادم بنیان جور و اعتصاف واسطه طلوع امن و امان ناسخ اثار ظلم و طغیان شیر بیشه جلادت؛ شرر ناحیه شجاعت المؤید بلطف اللّه الملک المنّان الشّجاع السلطنه البهیّه حسنعلى میرزاى قاجار داور دوران ملک‏زاده حسن تا با دم خسرونژاد مستحقّ تاج شاهى تا بجسم وارث ملک کیان تا کیقباد ادام اللّه تعالى ایّام اقباله و دولته و رفعته الى یوم القیمه که خورشید رافتش بر مشارق و مغارب عالم درخشان و سایه هماى همتش بر جنوب و شمال آفاق و انفس تابان و کوس شجاعتش را در کنکره قصر سعادت در شش جهه و هفت اقلیم نواخته و آوازه مواهبت و صیت معدلتش را در اطراف ربع مسکون انداخته‏اند و جناب سلطنت تابش با شواغل جهاندارى و داعى کامکارى پیوسته اوقات شریف‏ بتربیت اهل فضل و مؤنت ارباب عقل و تمهید قواعد و؟؟؟ قوانین سیّد المرسلین مصروف کردانیده این بنده شرمنده نیز دست در؟؟؟ فتراک سعادت زده این رساله را که رجل الجراد من النمل الضعیف برداشته روانه در بار معدلت مدار اشرف والا شده تا بنظر کیمیا اثر حضرت سلطنت پناه که صرّاف بازار دانش و نفاد ارباب بینش مشرف کشته بشرف قبول مقبول کردد معمول از کمال عاطفت آنکه هرکاه بازیافتکان حضور سعادت دستور و خورده‏بینان در بار فیض کنجور بر سهو و نسیان و خلل ان مطلع شوند؟؟؟ بکزلک عفو محو و بقلم مرحمت مزیّن فرمایند و باللّه تعالى التّوفیق‏

الصّداع الحار السّاذج‏

علامت ان با تقدّم اسباب یا وجود الباب مسخّنه کرم بودن جلد سر و معتدل بودن بول و براز و خشکى آب دهن و خفّت سر؟؟؟ ریش منحزین و آواز کوش و عطش و تغیر حواس و افکار فاسده و تسکین باشیاء مبرده علاج هر بامداد تقریبا بقدر بیست و پنج درم آب غوره یا کمتر یا بیشتر بقدر مزاج و بنیه و سن و شدّت و ضعف مرض با چاشنى قلیل بنوشد و غذاء ظهر نان و پنیر یا کلابى یا انارین و امثال ذالک و شبها آش غوره و باید که سرکه را مکرّر استشمام کند و با کلاب بر سر طلا نماید و هرگاه چنانچه آب غوره یافت نشود آب لیمو یا زرشک یا انار بخورند و هرکاه فى الجمله امتلائى هم باشد که علامت عدم اشتها و شغل و امتلاء و نفخ در معده و امعاء باشد یا آمدن رطوبت از دهن صبح شیره تخم کشنیز خاکشیر دو مثقال ترنجبین پنج م بنوشد و سه آب از تاجریزى نمک خاکشیر اکلیل الملک مکد دو مثقال کز انکبین شکر سرخ هریک ده مثقال اماله کنند یا آنکه شبها طرف صبح غبا چهار م ل تقریبا هلیله سیاه را خورد نموده به آب کرم و نبات بخورند و روزها که هلیله خورده‏اند صبح آب غوره نباید خورد غذاى ظهر نخود آب و باقى روزها و شبها بطریق مسطوره بعضى در آب غوره چاشنى دارد و م ل کشنیز شیره کشیده و بعضى بعلاوه دو م ل کشنیز یک م ل تخم خرفه نیز در ان شیره کشیده‏اند على‏اى‏حال قاعده کلّى در معالجه این مرض تعدیل در هوا و سکون در مساکن بارده رطبه مثل قرص طباشیر و ماء الشّعیر و کاهو و امثال ذالک‏

الصداع البارد الساذج‏

علامت ان یا تقدّم اسباب مبرده است یا وجود اسباب مبرده از قبیل خوردن اشیاء بارد یا مکث نمودن در مکانهاى بارده و بیاض لون و مثقل و بلادت حواس و میل وجع بعقب سر و استلذاذ و تسکین بهوا و اشیاء حاره و سرد بودن جلد سر علاج هر بامداد چائى خطائى با نبات بنوشد یا قهوه دارچینى یا آب نبات و خاکشیر از این مقوله بخورند یا آنکه در هر بامداد چهل م ل مغیر بنوشند و کل اروانه جوشانیده بخورد؟؟؟ و غبا بحمّام روند و زنجبیل با کلاب طلا نمایند و از اشیاهاى حار از قیل کل یاس و میخک و زعفران بنوشند و تنطیل به آب بابونه و اکلیل الملک و مرزنجوش و پودنه نمایند و تدهین بعطریّات حارّه نمایند و تقلیل در غذاء کنند و ظهرها نان و پنیر کزنکبین با نان شربت قند یا مرباى بالنگ و یخ‏دربهشت و امثال ذالک بخورند و شبها نخود آب ادویّه‏دار یا طعام ادویّه‏دار بخورند و هرکاه امتلائى نباشد غبا سه آب از تا جزیرى اکلیل الملک و خاکشیر و کاوزبان نمک طعام مکد دو م ل شکر سرخ کزنکبین هریک ده م ل با آب پاچه اماله کنند و ظهرهاى اماله غذا نخود آب و ایّام دیگر بطریق مسطوره است و جالینوس ذکر نموده که هر الم و مرضى که ساذج‏ بوده باشد اعم از آنکه حار یا بارد باشد کفایت مى‏کند در معالجه او اندک تبدیلى مثلا در صداع بارد و ساذج تدهینى بروغن سداب و مرزنجوش در اکثر کافى خواهد بود

الصّداع الدّموى‏

علامت ان حمرت در وجه و عین و انتفاخ در صورت و ضربان در شرائین و حالت ما بین یوم و یقضه و عظم نبض و سخن قاروره و اقتضاى سن و فصل و بلد و حرارت ملمس و و شقل و تمدد و خشونه در حلق علاج هر بامداد ده عدد عنّاب با تخم کشنیز و تخم کاهو و تخم خشخاش خاکشیر مکد م ل و شیرخشت با ترنجبین یا آنکه طرف صبح اطریفل کشنیزى چهار م ل به آب کرم بخورند و هر سه روز یکدفعه بعوض او چهار م ل هلیله سیاه را خورد نموده بلع نمایند و بعد از صرف هلیله اوّل از دست راست رک قیفال کشوده چهل پنجاه م ل بیشتر یا کمتر بقدر سن و مزاج خون کم کنند و بعد از صرف هلیله دویم نیز از دست چپ بهمین منوال فصد کنند و اکر رفع مرض نشد بود از هلیله سیّم حجامت کنند و باید که صندل سرخ به آب کشنیز یا آب خیار یا آب کاهو بر سر طلا نمایند و اسپرزه با شیر دختر زوجه بر سر بیندازد و لعاب اسپرزه با شیر دختر بکوش و دماغ بچکانند و اکر مقتضیات تنقیه مقتضى باشد تنقیه کامل کنند بدستورى که در صداع صفراوى ذکر مى‏شود و در بین تنقیه در ایّام منضج بقدر حاجت خون کم کنند و غذا در ایّام منضج یا اطریفل نخود آب در اوایل مرض اولى و بعد از ان آب انارین کلابى مغز خیار نارنکى کاهو و در ایّام مسهل و رزمارى؟؟؟

هلیله نخودآب و شبها آش غوره و لیمو یا آش کدو و اسفناج و ترچلو و امثال ذالک‏

الصّداع الصّفراوى‏

علامت ان صفرت وجه و عین و شدّت و حرارت و خشکى مؤخّر دماغ و خشکى و تلخى دهن و بیخوابى و سرعت نبض و صفاى قاروره است و چون اشیاء بارده استعمال نمایند تسکین نمایند علاج هر بامداد تخم خرفه تخم کشنیز هریک م ل در یک پیاله آب غوره شیره کشیده بنوشند یا آنکه صبحها چهار م ل هلیله سیاه بلع نمایند یا آنکه مطبوخ هلیله بخورند و هرکاه شروط متیقه عشره محقّق باشد تنقیه کامل کند باین نوع که در یوم اوّل از تاجریزى بنفشه و نیلوفر خارخسک کاوزبان استخدّوس ریشه خطمى هریک دو م ل عناب سه‏پستان هریک ده عدد و تخم کشنیز تخم کاهو تخم خرفه تخم خیار هریک یک م ل ترنجبین پنج م ل بنوشد و در یوم دویّم منضج خفیفى از تاجریزى بنفشه نیلوفر تخم کشنیز هریک دو م ل ترنجبین پنج م ل بنوشد و از عقب پنج دفعه حقنه لیّنه نمایند از تاجریزى خبازى کل بنفشه نیلوفر کل خطمى کل سرخ کاوزبان ریشه کاسنى اکلیل الملک مکد دو م ل عناب سه‏پستان هریک ده دانه آب چقندر بیست م ل بزرگ سفید پنج م ل کافشه جو مقشر شکر سرخ کزنکبین مکد ده م ل مغز فلوس دوازده م ل پوست هلیله زرد سه م ل ریوند نیم ل ترنجبین پنج م ل روغن بادام سه م ل و بهمین ظابطه یک روز منضج خورند و یک روز اماله کنند اکر تب نباشد و الّا مراعات ایّام بحرا ان را نموده در روز بحران استفراغ کلّى نباید کرد و اکر حاجت فتد بعد آنکه چهار پنج یوم اماله شده باشد بعوض روزهاى اماله مسهل مشروب میل کنند و ایضا اکر مقتضیات مقتضى باشد در ایّام منضج بقدر حاجت از رک قیفال خون کم کنند و طلا و ضماد بنوع دمویست‏

توضیحات تکمیلی

موضوعی

نقد و بررسی‌ها

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب تذکره العلاج”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

کتاب تذکره العلاج ۱۶,۳۵۰ تومان ارزانتر از همه جا